وقتی پروژه اسنک آب و آتش به دست ما رسید قرار نبود فقط چند حرف برجسته بسازیم و روی سر در نصب کنیم .
از همان ابتدا گفتیم : آب و آتش باید دیده شوند نه اینکه فقط نوشته شوند .
پس طراحی را از خود اسم شروع کردیم ؛
آتش را با رنگ و فرم خوش جان دادیم و آب را با خطوط نرم و نور آبی به تصویر کشیدیم ، و بعد رسیدیم به استیکر ها …
شصیت های آب و آتش فقط یک تصویر تبلیغاتی نبودند قرار بود هر کدام بخشی از هویت این اسنک باشند .
یکی با حرارت و هیجان ، مشتری را صدا بزند و دیگری با حس خنکی . متفاوت خودش داستان آب و آتش را کامل کند .
حتی جزئیاتی مثل ترکیب رنگ ها ، فرم ، و نوشته ها و نور پردازی ، جای قرارگیری المان ها و هماهنگی استیکر ها با فضای مغازه ، چندین بار برسی شد تا در نهایت همه چیز در کنار هم بشیند .
ما میتوانستیم یک تابلو معمولی بسازیم…چند حرف چند نور یک قاب و تمام
اما این پروژه برای ما قرار نبود ، یک کار صنعتی باشد
ما برای یک اسم یک شخصیت میسازیم… برای یک تابلو داستان ساختیم و برای یک مغازه هویت بصری ساختیم .
شاید به همین دلیل است که وقتی کار تمام شد ، دیگر به آن به چشم یک تابو نگاه نمیکردیم چون پشت هر قسمت آن ساعت ها فکر طراحی ساخت ظرافت و عشق به کار، وجود داشت .